الشيخ الطبرسي (مترجم: شادمهرى)

10

تفسير جوامع الجامع (فارسى)

فَأَقامَهُ : با دست خود ديوار را راست كرد ، بعضى گفته‌اند دست خود را به آن ماليد ، راست و استوار گرديد . موقعى كه ديوار را راست كرد و با اين كه محتاج به غذا بودند ، يك نفر پيدا نشد كه به آنها كمك كند ، موسى نتوانست خود را نگهدارد ، گفت « لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً » كاش براى اين عمل خودت ، از آنها تقاضاى مزدى مىكردى تا گرسنگيمان را بر طرف سازيم . بعضى « لتخذت » ( به تخفيف ) خوانده و تاى اول را اصلى دانسته‌اند ، و اتخذ باب افتعال از « تخذ » است مثل « اتبع » كه از « تبع » مىباشد و از « أخذ نيست . قالَ هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ ، خضر گفت اين اعتراض تو سبب جدايى ماست و اصل عبارت اين است : هذا فراق بينى و بينك ، ( فراق تنوين داشته و بين هم ظرف و منصوب بوده ) امّا اكنون مصدر به ظرف اضافه شده هم چنان كه به مفعول به اضافه مىشود . أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ ، كشتى متعلق به عده‌اى تنگدست و بى بضاعت بود كه به آن وسيله در دريا كار مىكردند و از آن راه ، زندگى خود را اداره مىكردند . وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ ، وراء به معناى جلو است چنان كه در جاى ديگر مىفرمايد : وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ ، « در جلو روى آنها عالم برزخ است » ( مؤمنون / 100 ) بعضى گفته‌اند منظور پشت سر آنهاست و كشتى هنگام برگشت از محلّى عبور مىكرد كه شاه غاصب چنين دستور داده بود و صاحبان كشتى از آن خبر نداشتند امّا خدا خضر را از آن امر آگاه ساخته بود و نام آن پادشاه ، جلندى بود . ابىّ و عبد اللَّه آيه را چنين قرائت كرده‌اند : كل سفينة صالحة غصبا ، ( كشتيهاى سالم را غصب مىكرد ) ابىّ و ابن عباس آيه بعد را چنين خوانده‌اند : و أما الغلام فكان كافرا و ابواه مؤمنين ( اما آن پسر كافر بود و پدر و مادرش مؤمن بودند ) قرائتهاى اخير در دو آيه طريقهء اهل بيت عليهم السّلام است .